![]() |
![]() |
|
| میراث فرهنگی و طبيعی و محيط زيست |
|
بيانيه کميته بين المللی نجات پاسارگاد به مناسبت سالگشت آبگيری سد سيوند بنای يادبود يک بی خردی بزرگ بر صفحات تاريخ همه ی ملت های جهان، نام مردمان به خاطر کارهايي که در سطح اجتماعی انجام می دهند، چه نيک و چه بد، ثبت می شود: با خطوطی روشن يا تيره. نام زنان و مردان نيک کردار چونان چراغی هميشه فروزان مسير تاريخ بشری را روشن می کند و عطر جاودانگی بخود می گيرد، و نام بد کرداران تاريخ، به هر مناسبتی چون سايه از ميان گرد و غبار رخ می نمايد و لعنتی ابدی را برای خود می خرد. و چنين است که می بينيم در سراسر جهان بناهای يادبود زيادی نيز به نام مردمان نيک و بزرگ برپا است؛ يا بناهای يادبودی که برای جاودان کردن خاطره ی لحظه های مهم و سازنده ی يک ملت ساخته می شوند: لحظه های بزرگ تاريخی که خبر از مقاومتی انسانی می دهد، يا از رسيدن ملتی به استقلال و آزادی ياد می کنند. بناهايي که حتی اگر در جنگی، در انتقامجويي نامردمانی، و حتی در اثر باد و باران و خشم طبيعت لطمه ای ببينند ديگر باره، به همت مردمان مشتاق، مرمت و باز سازی می شوند. بناهايي نيز در جهان وجود دارند که برای يادبود دردی و زخمی و آزاری بنا شده اند؛ بناهایی همچون يادبودهای جنگ ها و يا بيدادگری ها، با اين وظيفه که تصوير بيدادها را، برای عبرت آيندگان يکجا در حافظه ی مردمان زنده نگاه دارند. سد سيوند يکی از اين بناهاست که اگرچه با عنوان «يادبود» ساخته نشده اما بی شک يادبود يکی از بيدادگری های فرهنگی تاريخ معاصر ما خواهد بود. اکنون دو سال از سی ام فروردين 86 می گذرد، روزی که دولت آقای احمدی نژاد به همراهی معاون و رييس سازمان ميراث فرهنگی اش، بدون توجه به هشدارهای مستند کارشناسان در مورد لطمه ها و زيان های آبگيری نابخردانه سد سيوند، و بی اعتنا به مخالفت هزاران هزار مردم فرهنگ دوست در سراسر جهان، و هشدار حقوقدان ها، دست به عملی غير اصولی، غير ملی، و غير فرهنگی زد. ما در اين دو سال شاهد آن بوده ايم که آبگيری سد سيوند موجب چه بلاهايي در منطقه ی اطراف خود شده است؛ از خشکيدن و سوختن تالاب های بختگان و کر گرفته تا نابودی کیلومترها از زمين های کشاورزی و هزاران هزار درخت کهن، از تأثير رطوبت بر آثار باستانی منطقه، و به ويژه آرامگاه کورش بزرگ، گرفته تا به زير آب رفتن منطقه ی باستانی دشت بلاغی. در اين ميان، سد سيوند و آب انبار شده ی پشت آن بی هيچ سودمندی اقتصادی بيهوده مانده اند. به اين ترتيب، سد ويرانگر سيوند می تواند يکی از بناهای يادبودی باشد که خاطره ای تلخ را در ارتباط با مسايل فرهنگی و سياسی کشورمان با خود دارد. چهار سال پيش، ما، در کميته ی نجات پاسارگاد، پيشنهادی را مطرح ساختيم مبنی بر اينکه سد سيوند آبگيری نشود و همانگونه که هست به صورت محلی برای بازديد جهانگردان درآيد تا، علاوه بر نجات ميراث تاريخی و فرهنگی منطقه، از محل درآمد حاصل از اين بازديدها همه ی هزينه های خود را بپردازد و، در عين حال، گردشگرانی که به ديدن آن می آيند به ياد آورند که اين سد در پی تصميمی خردمندانه و به منظور حفظ آثار مهم تاريخی و طبيعی سرزمينی نيمه تمام مانده است.* و اکنون، در دومين سالگشت آبگيری سد سيوند، کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد خطاب به اولين دولت مردمی و واقعی که در آينده بر سر کار خواهد آمد پيشنهاد می کند تا سد سيوند را از آب خالی کرده و از آن به عنوان بنای يادبودی استفاده کنند. بنای يادبودی که يادگار و نمودگار دورانی باشد که طی آن مردمانی فرهنگ دوست و علاقمند برای جلوگيری از آبگيری آن، در مقابل ويرانگران ايستادند، تا بخش هايي از ميراث فرهنگی، تاريخی و طبيعی بشريت را نجات داده باشند؛ مردمانی که متاسفانه مخاطب شان دولتمردانی بدکردار و ويرانگر بودند.
ما اميدواريم در فردايي نه چندان دور، بنای يادبود سيوند، هر روز و هر لحظه، به همه ی گردشگرانی که از مقابل آن گذشته و از آن بازديد می کنند نام ويرانگران تنگه بلاغی، تالاب بختگان، تالاب کر، درختان قطع شده کهن و زمين های سوخته کشاورزی را لعنت کنان تکرار کند. و البته همين بنای يادبود بازگوينده ی اين نکته نيز خواهد بود که ايرانيان به عنوان انسان هايي با فرهنگ چنين سد ويرانگری را نيز حفظ کرده و آن را به صفحات تاريخ سپرده اند تا نمونه ای روشن برای آيندگانی باشد که در راستای نگاهداری و نگاهبانی از ميراث فرهنگی و طبيعی سرزمين شان خواهند کوشيد. با مهر و احترام شکوه ميرزادگی کميته بين المللی نجات پاسارگاد 14 آوريل 2009
*بخشی از پيشنهاد برای نجات پاسارگاد و بازگشت هزينه های سد سيوند در سال 2005 الف: ساختن سد سيوند در همين مرحله که هست متوقف شده و پول ديگری برای تکميل آن خرج نشود. ب: به طور رسمی اعلام شود که هيچ گاه از آن به عنوان سد استفاده نخواهد شد. پ: بر پيشانی آن و به همه ی زبان های دنيا نوشته شود: «اين سد نيمه تمام ماند تا آثار فرهنگی، ملی و بشری پاسارگاد محفوظ بماند.» و آنگاه، از همين فردا، سازمان ميراث فرهنگی و گردشگری اين سد نيمه تمام را برای تماشای مردمان بگذارد و برای بازديد اين اثر ِ (که از لحظه توقف ارزشی تاريخی خواهد يافت) مثل آثار باستانی ديگر که در موزه ها هست بليت بفروشد. مطمئن هستم که تا پاسارگاد هست، و ايران هست (که آرزوی همه ی ما جاودانگی آن است)، هر توريستی که از آن محل می گذرد با عشق به ديدار اين سد نيمه تمام خواهد رفت. به خصوص آن هايي که به عشق ديدار آثار باستانی تخت جمشيد و پاسارگاد از سراسر جهان به آنجا می روند به راحتی حاضرند برای تماشای سدی که به پاس احترام به ارزش های معنوی بشری ناتمام مانده است چند دلاری خرج کنند. ما، با اين ترفند، به چند نتيجه خواهيم رسيد: 1- پاسارگاد را، با همه ی آنچه که در آن و در زير آن است حفظ کرده ايم. 2- چندين و چند برابر (و در سال های آتی صدها برابر) هزينه سد را به دست خواهيم آورد. 3- به مردم جهان خواهيم گفت که ما ايرانی ها، همچون اجداد در پاساردگاد خفته خود، مردمانی متمدن هستيم و سدی بزرگ را برای حفظ آثار فرهنگی مان نيمه تمام می گذاريم. ما آن را هم خراب نمی کنيم، چرا که کار ما نيز چون آنان آبادانی است نه ويرانگری. برای ديدن کل اين پيشنهاد: http://www.savepasargad.com/Articles/Shokooh_sivand.htm |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 7:33 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
پيشنهاد بنياد ميراث پاسارگاد به يونسکو برای ثبت چهارشنبه سوری در ميراث معنوی جهانی
5 فوريه 2009 عالیجناب مدیرکل سازمان آموزشی، دانشی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو) پاریس، فرانسه) رونوشت سازمان های ميراث جهانی، و اداره مرکزی سازمان ملل موضوع: پیشنهاد ثبت «چهارشنبه سوری» در ميراث معنوی جهانی Intangible Heritage
آقای عزيز با توجه به نگرانی های سازمان يونسکو درباره ی نابودسازی ميراث های فرهنگی جوامع مختلف که موجب پيدايش فکر ثبت آثار معنوی جهان گرديده است، و از آنجا که وقتی نابودکنندگان اينگونه آثار دولت هایی باشند که کشورخود را در سازمان يونسکو نمايندگی می کنند، چاره ای جز اين باقی نمی ماند که مردم و سازمان های غير دولتی آنها در اين مورد اقدام کرده و در راستای جلوگيری از نابودی ميراث معنوی خويش اقدام کنند. همانطور که يقيناً خود توجه داريد و بنياد ما نيز بارها به شما اطلاع داده است، دولت اسلامی ايران، علاوه بر بی توجهی نسبت به ويرانی های روزافزون ميراث تاريخی و طبيعی ايرانزمين، با بی اعتنایی به ميراث های معنوی و فرهنگی پيش از اسلام، در امر ثبت ميراث فرهنگی (فيزيکی و معنوی) نيز دست به اعمال تبعيض های مذهبی و عقيدتی گسترده ای زده و نه تنها در ارائه ميراث فرهنگی ـ ملی غير مذهبی ما و کوشيدن در راستای افزوده شدن آنها به فهرست ميراث جهانی غفلت می کند بلکه گاه راه را بر مطرح کردن اينگونه پيشنهادها نيز می بندد. يکی از اين ميراث های فرهنگی که به شدت مورد بی مهری دولت قرار گرفته جشن سنتی و کهن ايرانی «چهارشنبه سوری» است؛ جشنی که همراه با آيين های خاص خود و به خاطر ارزش های شادی آفرينش در آغاز بهار و در آستانه ی بزرگترين جشن ايرانيان، نوروز، قرن هاست که مورد علاقه مردم اين سرزمين بوده است. و سی سال است که دولت ايران نه تنها چهارشنبه سوری را به رسميت نشناخته بلکه در از بين بردن آن و آزار مردمان به خاطر برگزاری آن کوشا بوده است. بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان اولين نهاد غير دولتی بين المللی که از سوی جمعی از فرهنگ دوستان در سراسر جهان و برای حفظ ميراث فرهنگی و طبيعی ايرانزمين بوجود آمده، به جبران غفلت های غير اصولی و غير قانونی دولت ايران در ارتباط با ميراث فرهنگی ايرانزمين، امسال نيز چون سال گذشته، درخواست ثبت معنوی يکی ديگر از آيين های ملی ايران را به يونسکو می فرستد. ما آگاهيم که مقررات يونسکو ايجاب می کند که به جای شنيدن صدای مردمان يک سرزمين به صدای دولت ها توجه شود اما مسلماً خود تصديق خواهيد کرد که اين روند برای کشورهايي چون ايران که دولت بازتاب دهنده ی صدای مردمان نيست کاملا غيرعادلانه است. در نتيجه، همان گونه که تا کنون تلاش کرده ايم، مايليم که اين بار نيز صدای مردمان سرزمين مان را در ارتباط با ميراث فرهنگی خود به گوش شما برسانيم و همچنان اميدوار باشيم که وجدان های بيدار شما و مردمان فرهنگ دوست جهان اجازه ندهند که ميراث فرهنگی ما گرفتار تبعيض های عقيدتی و مذهبی شود. با مهر و احترام دکتر تورج پارسی، مسئول بخش تاريخ بنياد ميراث پاسارگاد شکوه ميرزادگی، مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد
Letter to UNESCO, applying for the inclusion of the Iranian festivity of in the Registrar of the World Heritage Organization
His Excellency, Mr. Koïchiro Matsuura Director-General United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization (UNESCO) Paris, France February 27th, 2009 Dear sir, RE: Proposal for the inclusion of the Iranian festivity of “Char-shanbe-suri” into the World Cultural Heritage Registrar UNESCO established a registrar to account for important tangible and intangible cultural heritage with the concern for their destruction and annihilation and with the recognition that in many cases the real destructors of such valuable heritage are the authorities of member states who are the very same people responsible for their preservation. The people and non-governmental organizations all over the world, have no other resort but to apply for the inclusion of their culture’s heritage on behalf of their people, in the hope that such action would remove the existing threats and save such valuable reminiscences of their past. As you certainly have noticed, and have been previously informed through our several referrals to your office, we have shown that the government of Islamic Republic of Iran (IRI) not only has been indifferent to the systematic and on-going destruction of cultural and natural heritage of that country but, in dealing with the registration of the intangible cultural heritage, it has been discriminating against Iranian pre-Islam’s heritage due to and upon its ideological and religious beliefs and positions. It neglects such heritage on one hand and bars the process of any attempt to apply to your organization of registering them, on the other. One of the most neglected Iranian cultural festivities by IRI is the very ancient festivity of “Char-Shanbe-Suri”, that is held on the night before the last Wednesday of each year, welcoming the advent of spring and arrival of the Iranian New Year. This centuries-old popular ceremony has been one of the targeted traditions for neglect and annihilation since thirty years ago. Pasargad Heritage Foundation, as the first non-governmental and international body that has been created by many friends of cultural and natural heritage of Iran who reside everywhere in the world, in an attempt to compensate for IRI’s negligence in this regard, would like yet again propose the inclusion of this festivity in UNESCO’s registrar. We are aware that UNESCO is obliged, upon the provisions of its charter, to listen to its member states instead of the people who live in member countries. Nevertheless, we are sure that you will agree with us that in the case of countries such as Iran, where the government is not reflecting the demands of its people, such provisions are fundamentally unjust. Therefore, as we have done previously, would like to act as a messenger from the Iranian people and address your conscious, and that of all other people in the world, asking you to stop the carnage of the Iranian heritage which is exposed to IRI’s religious and ideological discriminatory policies. With warm regards, Dr. Touraj Parsi, Head of History and Iranology Department of PHF Ms. Shokooh Mirzadegi, Executive Director of PHF CC: UN headquarter and other International bodies. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 7:44 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
از سوی بنياد ميراث پاسارگاد سال 1388 خورشيدی سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان نام می گيرد بنياد ميراث پاسارگاد، بنا بر سنت هر ساله خود، در آستانه ی فرا رسيدن بهار وسال نوی 1388 خورشيدی، (2548 پاسارگادی) امسال را «سال ميراث فرهنگی و طبيعی اصفهان» می نامد تا نظر ايرانيان و همه ی فرهنگ دوستان جهان را نسبت به ستمی که بر اين شهر تاريخی، اين نصف جهان زيبا، می رود بيش از پيش جلب کند. متاسفانه، در سال های اخير، و به ويژه در سال گذشته، علاوه بر بی توجهی های عمدی و غيرعمدی دولت و مسئولين سازمان های ميراث فرهنگی و محيط زيست ايران نسبت به کل ميراث بشری اين سرزمين، سايه ی سياه اين ويرانگری ها برشهر اصفهان، شهر زيبای پل های منحصر بفرد و گنبدهای فيروزه ای ايرانی، افتاده است. همه ی گزارش ها نشان دهنده ی آن است که ميراث تاريخی و فرهنگی اصفهان ـ که بخشی از آن جزو ميراث جهانی و بشری محسوب می شود ـ به شدت در آستانه ی ويرانی قرار گرفته؛ و اين فاجعه ای است جبران ناپذير که سکوت و بی توجهی نسبت به آن شايسته ی انسان متمدن امروز نيست. بايد بياد داشته باشيم که انسان پيشرفته ی امروز به تجربه دريافته است که تنها اهميت دادن به مجموعه ای از ارزش های گرانمايه ی بشری می تواند تفاوت معنوی و شگرف او را نسبت به انسان دوران وحش و خارج شونده از ظلمات قرون وسطی آشکار سازد. اين ارزش ها از آزادی و صلح و حقوق بشر گرفته تا مبارزه با تبعيض های نژادی، مذهبی، جنسيتی، فقر، بی عدالتی، و بالاخره کوشش در راستای حفظ و اهميت ميراث های فرهنگی و طبيعی است که دست آورد سرفرازانه ی او را در طول تاريخ تکاملش نشان می دهند. انسان امروز، با اين که به داشتن بالاترين تکنولوژی های طول تاريخ مغرور است، به خوبی دريافته که بهره وری از اين تکنولوژی ها تنها در سايه ی درک ارزش های فرهنگی بشری و امکان دادن به تبادل اين ارزش ها در بين ملت های جهان امکان پذير است و بس. و چنين است که ميراث های فرهنگی، تاريخی و طبيعی همه ی جوامع اکنون در زمره ی سرچشمه های ارزش های فرهنگی و دست آوردهای معنوی مردمان جهان قرار گرفته و حفظ و نگاهداری از آن ها از وظايف و حقوق مسلم و جدی هر انسان متمدنی است.
بر اساس اين واقعيت های آشکار، و نيز به احترام شروع سال نوی ايرانی، که نماد انسانی، زيبا و روشن ارزش های زنده و شفاف فرهنگ سرزمين ايران است، و با توجه به نياز شديدی که برای تشويق همگان به کوشش در راستای حفظ و نگاهداری ميراث در خطر شهر زيبای اصفهان وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد از همگان می خواهد تا در سراسر سال 1388، با هر امکان و وسيله ای که در اختيار دارند، در آگاه سازی مردمان و بسيج همگانی برای نگاهبانی و نجات اين ميراث با ارزش و جهانی پيشقدم شوند. همچنين، اين «بنياد» و کميته ی وابسته به آن ـ «کميته ی نجات پاسارگاد» ـ اعلام می دارند که آمادگی دارند تا همه ی دادخواست ها و درخواست های سازمان ها، افراد و گروه هايي را که به اين مهم ياری برسانند در مراجع و رسانه های بين المللی منعکس سازند. با آرزوی اين که سال نوی ايرانی، به عنوان سالی که در آن ملتی برای حفظ ميراث های فرهنگی و طبيعی خويش به پا خواسته است، در تاريخ سرزمين مان بدرخشد و اين نسل را در برابر نسل هایی که خواهند آمد و سند هويت شان را در همين ميراث ها جستجو خواهند کرد سرفراز سازد. با مهر و احترام شکوه ميرزادگی مسئول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد 20 فوريه 2009 (اسفند 1388ـ 2547 پاسارگاد)
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 8:15 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
نامه ای سرگشاده درباره ی مرمت پاسارگاد خطاب به يونسکو، سازمان ملل، و مردمان ايران و جهان
پاسارگاد، به عنوان يکی از مهمترين آثار باستانی ثبت شده در ميراث جهانی از يک سو، و به عنوان آرامگاه بنيان گزار ايران و اولين شخصيت سياسی جهان که سخن از برابری حقوق انسان ها گفته است، همواره مورد توجه جهانيان بوده است و، در نتيجه، تعميرات آن نيز اکنون نظر بسياری از متخصصين در داخل و خارج از ايران را بخود جلب کرده است. مسئولين ميراث فرهنگی و مرمت در ايران، که مدتی است نزديک شدن به اين بنا را ممنوع کرده و مشغول «مرمت» آن بوده اند، معتقدند که اين کار بر اساس موازين علمی و به درستی انجام شده است؛ حال آنکه عده ای از کارشناسان و باستانشناسان در ايران معتقدند که اين مرمت به صورتی غير تخصصی انجام گرفته است و در واقع آرامگاه کورش به جای مرمت دچار تخريب شده است. متاسفانه، اين کارشناسان و باستانشنان، و نيز خبرنگارانی که گزارش اين کارشناسان را بازتاب داده اند، به دلايل فشار دستگاه های امنيتی حکومت ايران نمی توانند به شکلی علنی با مردم تماس بگيرند و يا صدايشان را با نام و مشخصات خود به موسسات بين المللی از جمله يونسکو برسانند. کميته بين المللی نجات پاسارگاد، وابسته به بنياد ميراث پاسارگاد، که در چهار سال گذشته به طور مرتب در جريان مسايل مربوط به ميراث فرهنگی ايران بوده و گزارشات مربوط به اين گونه تخريب ها را در سطح بين المللی منعکس ساخته است، به وسيله ی اعضا و دوستداران خود در ايران به طور مرتب از آنچه که بر سر پاسارگاد می آيد با خبر شده، و بر اساس اين اخبار، عکس ها، فيلم ها، و مستندات ديگر، به اين نتيجه رسيده که سازمان ميراث فرهنگی و مسئولين ديگر دولتی بدلايلی ناروشن مايل نيستند مردمان را در جريان روند مرمت اين آرامگاه قرار دهند. در عين حال، گزارش هايی که در سايت ها و روزنامه های دولتی منتشر می شود کاملا با اسناد ما در تضاد اند. در اسناد و عکس های ما خبر از اين است که آرامگاه کورش، نه در هفت سال ـ آنگونه که مسئولان پروژه و مديران سازمان ميراث فرهنگی ادعا می کنند ـ که فقط در چندين ماه در طول سه چهار سال گذشته، و آن هم به صورتی پراکنده و، همانطور که کارشناسان و برخی از خبرنگاران می گويند، کاملاً به صورتی غير تخصصی انجام شده است. با اين حال، از آنجا که معتقد هستيم قصد و غرض از همه ی اين بحث ها سلامت ميراث فرهنگی و تاريخی ما است و نه موافقت يا مخالفت و نظريات چند طرف مدعی، به اين وسيله پيشنهاد می کنيم که يونسکو تنها به گزارشات سازمان ميراث فرهنگی تکيه نکرده و افراد متخصص خود را برای ديدار از آرامگاه کورش بزرگ به ايران بفرستد. در عين حال ما نيز اجازه می خواهيم که نمايندگان اين بنياد (کارشناسانی در ايران و خارج از ايران) در اين ديدار حضور داشته باشند. با مهر و احترام شکوه ميرزادگی مسئوول امور اجرايي بنياد ميراث پاسارگاد
Pasargad heritage foundation: An open letter about the repairs executed in Pasargad Addressed to UNESCO, UN and the people of the world and Iran As one of the world’s most important archeological sites registered by UNESCO, and as the mausoleum of the founder of Iran and the first political ruler of the world who has spoken about the rights of humans, Pasargad has always been the focus of the world’s attention and, thus, the recent repairs executed to this ancient monument have attracted the attention of many experts inside and outside Iran.
It is for some time that the authorities of Cultural Heritage Organization and the executors of the repairs have prevented the public to approach this monument while they have been executing their repairs. At the same time, they claim that the scientific procedures for repairs have been rightly observed. Nevertheless, some archeologists and experts in Iran believe that the repairs are completely unprofessional and are destructing the monument rather than repairing it. Unfortunately, due to the pressures of the security organizations, these archeologists and experts, as well as the reporters who have published reports on the process, cannot openly and publicly talk to the international organizations such as UNESCO with their real identities.
The International Committee to Save Pasargad, a branch of Pasargad Heritage Foundation, that has been involved in monitoring of what is happening in Iran with regards to the cultural heritage of the country and has publicized the intentional destruction of archeological sites on the international media, has been following the Pasargad saga through its members and friends in Iran. By gathering many pictures, videos and reports on this matter, we have come to the conclusion that due to undisclosed reasons the relevant authorities do not want the public to become aware of what has happened to the mausoleum during this recent repair. At the same time, the reports published in government sponsored media are in totally disagreement with our records. For example, they claim that the mausoleum has been under repairs during the last seven years, whereas our records show that they have only worked for short periods of time in the last four years in a scattered manner, using unprofessional methods and means, according to experts and reporters.
We believe that the aim and intent of everyone involved should be to preserve this ancient cultural site and the differences in opinions should not derail our focus of attention. Therefore, we hereby suggest that UNESCO does not rely solely on the reports prepared by the authorities in Cultural Heritage Organization of Iran and, instead, send its experts to Iran to examine the site. At the same time, we apply for the permission to send our experts representatives both from inside and outside of Iran, to accompany UNESCO’s observers.
With Regards Shokooh Mirzadegi Executive Manager of PHF |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:4 بعد از ظهر توسط روشنک |
|
|
تا سبز هست، زندگی هست با کوشندگان حفظ محيط زيست همراه شويم
مردمان با فرهنگ و پيشرفته ی جامعه ی بشری، از پی جنگ دوم جهانی، و با دريافتن اين واقعيت که تخريب ميراث های طبيعی و آلوده کردن محيط زيست لطمه های جبران ناپذيری به سلامت انسان می زند، همواره کوشيده اند تا برای حفظ محيط زيست و مسايلی که به محيط زيست مربوط می شوند اقداماتی ضروری را در سطح بين المللی انجام دهند. اين اقدامات، که در دهه ی شصت ميلادی وارد مرحله ی جدی تری شد، موجب تهيه و تصويب بيش از هفتاد کنوانسيون و پروتکل جهانی شده اند. اين اسناد، علاوه بر اين که دولت ها را موظف به حفظ محيط زيست و ميراث های طبيعی بشری می دانند و از آن ها می خواهند تا در قوانين ملی و داخلی خود نيز مساله حفظ محيط زيست را به صورتی جدی بگنجانند، رسما و از نظر قوانين بين المللی حق برخورداری از محييط زيست سالم را بعنوان حقی از حقوق بشر شناخته اند. و نتايج عملی اين اسناد تا کنون نزديک به 300 معاهده، موافقت نامه، و قراردادهای منطقه ای و بين الملی بوده است. امروزه، در اکثر کشورهای پيشرفته، علاوه بر ده ها سازمان غير دولتی مردم نهاد خود دولت ها هم به اين نوع معاهدات بين المللی اهميت می دهند و، از طريق وضع قوانين مختلف، جلوی تخريب های زيست محيطی را می گيرند؛ تخريب هایی که به وسيله ويرانگران و سوداگران زمين، چوب، آب، پوست، سنگ و همه ی دارايي های طبيعی صورت می گيرد. سازمان های اختصاصی آموزش حفظ محيط زيست نيز در اين کشورها با کمک دولت ها روز به روز قوی تر عمل می کنند. اما در برخی از کشورها نيز نه تنها دولت ها، به دليل ناتوانی در اداره ی امور، دست اين سوداگران را باز گذاشته اند، بلکه گاه خود نيز، به دلايل سياسی يا عقيدتی و يا ناآگاهی، دست به تخريب محيط زيست و به حراج گذاشتن ميراث های طبيعی می زنند. متأسفانه، سرزمين ما نيز اکنون گرفتار دولتی است که مسئولان آن هيچ واکنشی نسبت به نابودی سريع جنگل ها، تالاب ها، خاک، و آب و هوای سرزمين مان نشان نمی دهد. کشور ما ظاهراً دارای نهادی دولتی است به نام «سازمان محيط زيست» که، در عمل، نه تنها هيچ اقدامی (چه از نظر آموزش دادن مردمان و چه از نظر برخورد با تخريب کنندگان) انجام نمی دهد. بلکه دست بخش های ديگر دولت را باز می گذارد تا در بسياری موارد، به نوعی کاملاً مشخص، همراه ويرانگران محيط زيست و ميراث طبيعی سرزمين ما عمل کنند. دولت، يا ساختن ده ها سد بی رويه، ساختن جاده های غير کارشناسانه، زدن پل و گذرگاه ها و غيره بر روی تالاب ها و رودخانه ها، تخريب جنگل ها، آلوده کردن خاک و هوای شهرها به خاطر مواد شيميايي کارخانه ها و .. ده ها مورد مستند ديگر بيش از ويرانگران منفرد در نابودی محيط زيست سرزمين مان دست دارد و، در عين حال، نسبت به کشورهای اطراف خليج فارس و دريای کاسپين، که همگی در حال آلوده کردن اين گنجينه های طبيعی بشری هستند، صرفاً به خاطر گرفتن امتيازات آنی و کوتاه مدت سياسی سکوت و بی واکنشی نشان می دهد. در چنين شرايطی، خوشبختانه، تعدادی از مردمان با فرهنگ، و به خصوص جوانان آگاه ايران، همچنان که چند سال است در مورد ميراث فرهنگی در خطر ايران دست به اقدامات اعتراضی و آگاهی دهنده زده اند، اکنون نيز می کوشند با مطلع کردن مردمان از بيدادی که بر محيط زيست می رود، آن ها را به حفظ و نگاهداری از محيط زيست و ميراث طبيعی سرزمين مان علاقمند و فعال کنند. و چنين است که، امسال نيز چون دو سال گذشته، در آغاز ماه دسامبر و هفته ی حفظ محيط زيست، گردانندگان وبلاگ ها دست به صدور فراخوانی در راستای جلب توجه همگان به مشکلات محيط زيست زده اند. کميته بين المللی نجات پاسارگاد، که در آغاز سال گذشته، سال 1378 را سال ميراث های فرهنگی و طبيعی اعلام کرده است، ضمن تحسين چنين اقدامات متمدنانه ای، خود را با اين فراخوان همراه و همگام می داند. با مهر شکوه ميرزادگی 1 دسامبر 2008 کميته بين المللی نجات پاسارگاد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 8:40 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
بزرگداشت کورش بزرگ به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش
بيانيه کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد به مناسبت 29 اکتبر، روز کورش بزرگ
22 اکتبر ـ 2 نوامبر (6 تا 12 آبان) اکتبر 2008 کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد امسال نيز، همچون سال های گذشته، همگان را برای بزرگداشت کورش بزرگ، مبتکر حقوق بشر، در روز 29 اکتبر، فرا می خواند. اين روز از آنجا برای ما اهميت دارد که که کورش بزرگ، در آن، اولين سخنان خود را درباره ی آزادی مذاهب، آزادی محل زندگی، الغای برده داری، و برقراری صلح و آشتی بيان داشته است، سخنانی که در نوروز همان سال بر استوانه ای گلين نشست، و از گذرگاه هزازه ها و قرون گذشت تا اکنون، به عنوان اثری نادر و قابل تحسين زينت بخش موزه ی بريتانيا شود و چنان فرازی از تاريخ تمدن بشری را نمايان سازد که سازمان ملل متحد نيز يک نسخه از آن را، همچنان به عنوان «اولين منشور حقوق بشر جهانی»، در ميان دو در ورودی تالارهایی به تماشا بگذارد که در آنها سياست مداران جهان به شور و گفتگو درباره ی اوضاع صلح و جنگ جهانی می پردازند. و اين محل از آن رو انتخاب شده تا نمايندگانی که وارد تالارها می شوند همواره به ياد آورند که در بيش از دو هزار و پانصد سال قبل، در دورانی که جهان در هراس جنگ و خشونت و بردگی و بيگاری و تبعيض های مذهبی می سوخت، رهبر سياسی يکی از سرزمين های آزاد و مقتدر جهان سخن از آزادی و آشتی بين ملت ها و نژادها و مذاهب گفته و، در واقع، بازگوينده ی فرهنگ درخشان و خردگرايي بوده است که مردمان سرزمين اش به آن باور داشته و او را در گهواره ای چنين شکوهمند و انسانی پروريده اند. و جای بسيار دريغ است که اکنون، در آغاز قرن بيست و يکم، بر سرزمين مان سياست مدارانی بی خبر حکم می رانند که نه تنها هنگامی که پای در سازمان ملل می گذارند سری به اين نشانه ی با ارزش ايرانی ـ بشری نمی زنند، بلکه به راحتی فرمان به آب بستن شهر و زادگاه گوينده آن را صادر می کنند و به عمد و آگاهانه در تخريب آرامگاه او می کوشند. اما در جاودانگی انسانی و بزرگی خردمندانه ی کورش همين بس که ـ با همه ی بی توجهی ها و ستيزه جويي هايي که حکومت ايران و وابستگانش در راستای پنهان داشتن و محو ارزش های او به عنوان يک رهبر سياسی و، مهم تر از آن، به عنوان يک رهبر فرهنگی به کار می برند، و با همه ی بی اعتنايي هايي که در مورد شناساندن منشور او به جوانان ايران می شود ـ اکنون، پس از دو هزار و پانصد و چهل و هفت سال، گفته های او، چه به عنوان گفته هاي بشردوستانه يک انسان والا، و چه به عنوان رهنمودهای رهبری هدايت گر به سوی تمدنی انسان مدار، همچنان در جهان امروز مطرح و شنودنی است. و آرامگاه او، که آگاهانه در دست تخريب روز افزون حکومت است، بی فرش و چلچراغ و تبليغات و هزينه کردن های سرسام آور، به هر مناسبتی محل ديدار هزاران هزار انسانی است که او را به پاس معجزه ی انسان مدارانه اش ـ که همانا انشای نخستين منشور حقوق بشر باشد ـ ستايش می کنند و گرامی می دارند. ما می دانيم که در دوران نبود دولتی دلسوز، و باورمند به ارزش های فرهنگی و انسانی، وظيفه ی هر ايرانی با فرهنگی است که به عنوان نگاهبان اين ارزش ها و تحويل دهنده ی آن به آيندگان خود، در زنده نگاهداشتن و بزرگ داشتن آن ها بکوشد. کميته نجات پاسارگاد به خود می بالد که امسال نيز، همچون سال های گذشته، به کمک اعضا، هواداران و فرهنگدوستان و باورمندان به حقوق بشر، در برگزاری اين روز بزرگ در سراسر جهان، شرکتی فعال خواهد داشت. شما نيز در بزرگداشت اين روز همراه و ياری دهنده ما باشيد. با مهر و احترام شکوه ميرزادگی کميته بين المللی نجات پاسارگاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم آبان 1387ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
تقاضای ياری از مردمان جهان برای نجات پاسارگاد رفتارهای غير مسئولانه، غير منطقی و ناعادلانه جمهوری اسلامی ايران نه تنها بدترين مشکلات و مصيبت ها را برای مردمان ايران بوجود آورده بلکه دولت ها و متاسفانه برخی از مردمان جهان را نيز به اين فکر انداخته که ما مردمانی خشن و ماجراجو هستيم. و به نظر می آيد همين برداشت سبب شده که به طور مستقيم و غير مستقيم منافع حقوقی و فرهنگي ما، به عنوان بخشی از مردمان کره خاک، که بر اساس قوانين بين المللی بايد مورد توجه موسسات بين المللی باشد مورد بی توجهی قرار گرفته است. يکی از رفتارهای غيرمسئولانه دولت ايران بی توجهی و يا تخريب های عمدی بخشی از محوطه های باستانی و يا بناهايي است که متعلق به قبل از اسلام يا متعلق به مذاهب ديگر است. در چهار سال گذشته ما، بخشی از مردمان فرهنگدوست در سراسر جهان، و بر اساس بيانيه حقوق بشر، و کنوانسيون 1972 حفظ آثار ملی و جهانی، در «کميته ی بين المللی نجات پاسارگاد» گرد آمده ايم و با انجمن ها و گروه های همراه يا وابسته به آن در خارج و داخل ايران برای نجات اين ميراث های ملی و بشری تلاش کرده ايم. ما بارها و بارها نامه هايي به سازمان های حقوق بشر، و سازمان يونسکو، نوشته ايم و با عکس ها و مدارکی مستند و کارشناسانه آن ها را در جريان ويرانی های هر روز فزاينده قرار داده ايم. مهمترين اين ويرانی مربوط است به آرامگاه کورش بزرگ است ـ رهبری سياسی که در راستای برابری حقوقی مردمان و صلح ميان آن ها تلاش می کرد. کسی که به تصديق و نظر اکثر باستانشناسان و تاريخ دانان جهان به عنوان اولين گوينده حقوق بشر در 2500 سال پيش شناخته شده است. آنچه آرامگاه کورش را تهديد می کند از جانب سدی به نام سيوند است که در نزديکی اين محل ساخته شده و از طريق بالا بردن رطوبت هوا و سطح آب های زيرزمينی اين اثر را به سوی ويرانی می راند. اما متاسفانه نه تنها دولت و سازمان ميراث فرهنگي ايران تا اين لحظه هيچ واکنشی جز لجبازی انجام نداده بلکه يونسکو نيز در اين مورد سکوت کرده است. در عين حال و همزمان با بخشی از حکومت ايران که سعی دارد کورش را، به عنوان نشانه ای از فرهنگ قبل از اسلام ايران رد کند، دو نشريه اروپايي نيز دست به انتشار مقالاتی عليه کورش بزرگ زده اند که پاسخ آن ها به طور مستند و تاريخی و بوسيله افرادی متخصص داده شده است. در واقع آن چه که ما اکنون برای نجات آن تلاش می کنيم چيزی نيست جز يک فرهنگ خردمدار که از سلطه جويي و جنگ و خشونت و تبعيض به دور است و خواستی انسانی است برای زيستنی متمدنانه، و توام با آشتی و مهر با مردمان سراسر جهان، و بر کنار از هر نوع تبعيض مذهبی يا عقيدتی. اما اکنون، آن گونه که کارشناسان و مهندسين خبر می دهند و آن چنان که از خبرها و عکس های موجود برمی آيد آرامگاه يکی از مهم ترين پايه گذاران اين فرهنگ متمدن، يعنی کورش بزرگ، در خطری جدی و عمدی ناشی از فرو رفتن در آب است. خانم ها، آقايان، ما برای نجات اين منطقه که جزو ميراث جهانی، و در واقع جزو ميراث همه ی مردمان جهان است، از شما ياری می طلبيم و می خواهيم که از يونسکو و ديگر سازمان های مربوط به آثار باستانی در کشور محل اقامت خود بخواهید که برای حفظ اين اثر مهم بشری همراه ما باشند و نگذارند که به دليل غرض های سياسی تبعيض آلود ماجرای تخريب مجسمه بودا به دست طالبان يک بار ديگر و اين بار در کشور ما اتفاق بيفتد. با مهر و احترام شکوه ميرزادگي از سوی کميته بين المللی نجات پاسارگاد هفتم اگوست 2008
هشدار گروه کارشناسی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد خطر سست شدن بستر و همچنین سنگهای پی در پاسارگاد کاملا جدی می باشد مدت هاست بخش هایی از نهادهای قدرت بدون اندکی ملاحظه و دلسوزی کمر به نابودی، میراث به یادگار مانده از تاریخ و تمدن با شکوه این مرز پر گوهر، بسته اند و نمادهای عظمت و بزرگی این کشور را که برای ایران و ایرانیان مایه افتخار و مباهات است يکی پس از ديگری می بخشند، می فروشند و يا به شکلی عمدی به ويرانی می کشانند. به غیر از آثار باستانی که دائما و بدون توقف ، سالهاست به صورت برنامه ریزی شده ای سر از موزه ها و کلکسیون های دولتی و خصوصی خارج از کشور در می آورند ، بناهای تاریخی نیز یک به یک در حال تخریب و نابودی می باشند ، سد باستانی جره رامهرمز ، کتیبه های مدفون شده در زیر سدهای کارون 3 و 4 ، هرمز اردشیر ، کتیبه خلیج فارس در جزیر خارک ، پاسارگاد در سد سیوند و ... آثار ديگری که یا با عدم توجه مسئولان و یا به بهانه توسعه در حال نابودی می باشند . پروژه سد سیوند که از سالها پیش توسط مهندسین مشاور و پیمانکار دولتی وابسته به نهادهای نظامی آغاز شده تا به امروز و با وجود اعتراضات گسترده مردم و نهادهای غیر دولتی و مدنی در داخل و خارج از ايران همچنان ادامه دارد پروژه ای است کاملا زيان بخش. این سد عواقبی خطرناک و غیرقابل جبران برای پاسارگاد و آثار ديگر تاريخی و حتی طبيعی آن منطقه به همراه داشته است. متاسفانه نه تنها احداث اين سد عملی کاملا غير فنی و غير کارشناسانه بوده بلکه به ساده ترين اصول سد سازی هم در اين مورد توجه نشده است. به طور مثال: ـ در وقت ساختن یک سد به دلایل فنی ضرورت دارد که تمامی خروجی ها و منافذ در اطراف سد و مخزن که می تواند باعث خروج آب گردد با احداث دیوار و پرده آب بند مسدود شود . با وجود آبهای زیر سطحی و حرکت آن در مسیر و جهت رودخانه و شیب زمین ، احداث این دیوار و پرده آب بند سبب شده که سطح آبهای زیرزمینی بالا آمده و پی آرامگاه کورش بزرگ در پاسارگاد مستقیما در معرض آب قرار گیرد . این رخداد خطرناک می تواند فاجعه بسیار بزرگی را برای این اثر تاریخی و مهم ایجاد نماید چراکه با توجه به وجود آب در زیر سازه ای سنگی با ارتفاع چهارده متر و مساحت بیش از یکصدو شصت متر مربع می تواند بدلیل سست شدن زمین طبیعی در زیر مقبره کورش، باعث نشست آن و در نهایت فروریزی پاسارگاد گردد ـ خطر دیگر، به دلیل آهکی بودن سنگ های بکار برده شده در بنای پاسارگاد و قرار گرفتن مستقیم آن در برابر آب می تواند به دلیل وجود پدیده کارست که سنگ های آهکی را سست و اسفنجی می نماید ، پی آنرا از بین برده و ساختمان پاسارگاد دچار ریزش و نابودی شود . ـ این موضوع جدای از رطوبت حاصل از هوای منطقه و تاثیر آن بر سنگهای بنا می باشد که آن نیز به تنهایی و به دلیل احداث سد و بالا رفتن میزان رطوبت می تواند در طول زمان آثار مخرب فراوانی را با تشدید هوازدگی بر روی سنگ های بنا داشته باشد . به اين ترتيب و با توجه به گزارش های دقیق کارشناسی که تا به حال انجام شده و همچنين عکسهای موجود در منطقه ، اعلام می کنيم که تراز آبهای زیر سطحی به یک متری سطح زمین رسیده و خطرات ذکر شده در خصوص سست شدن بستر و همچنین سنگهای پی در پاسارگاد کاملا جدی می باشد، لذا ضمن اعلام خطر ، وظيفه حرفه ای و ملی خود می دانيم که ضمن اطلاع به مردمان ايران صریحا هشدار دهيم که اگر مسئولين مربوطه هرچه سریعتر نسبت به برطرف کردن وضعیت موجود و تعطیلی سد و رفع خطر از آن منطقه اقدام نکنند به زودی شاهد فاجعه ای غير قابل جبران خواهيم بود که شرمساری آن متوجه مردمان با فرهنگ ايران نيز خواهد شد. حميد خادم، مسئول گروه کارشناسی کمیته بین المللی نجات پاسارگاد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:54 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
شکايت از آقای رحيم مشايي و انتقاد به بی عملی سازمان يونسکو در ارتباط با آرامگاه کورش بزرگ از سوی بنياد ميراث پاسارگاد آقای کوئيچيرو ماتسورا دبيرکل يونسکو پانزدهم جون 2008 آقای ماتسورای عزيز همانگونه که مسلماً اطلاع داريد، نزديک به چهار سال است که بارها و بارها، از طريق نامه های سرگشاده و اختصاصی به شما، از خطراتی که سد سيوند برای آرامگاه کورش بزرگ بهمراه دارد خبر داده و نظرات کارشناسان و سد سازانی را که دلسوزانه نگران صدمات ناشی از رطوبت به اين گنجينه ی بزرگ بشری هستند برای شما فرستاده ايم. حتی، درست چند هفته پيش از آبگيری سد سيوند، کميته نجات پاسارگاد نامه سرگشاده ای از سوی هزاران هزار انسان در سراسر جهان برای شما ارسال داشت و دست تمنا، برای رسيدگی به اين امر خطير، به سوی شما دراز کرد. در اين نامه اظهارات شخص آقای رحيم مشايی، رييس سازمان ميراث فرهنگي، مبنی بر امکان تخريب آرامگاه به وسيله رطوبت، را به عنوان سندی برای شما فرستاديم. متأسفانه، هرگز بر هيچ کس، يا حداقل بر مردمان ناوابسته به دولت ايران، روشن نيست که شما چرا هيچگاه واکنشی نسبت به اين ماجرا نشان نداده ايد، در حالی که بنا بر اهداف سازمان يونسکو شما موظف هستيد که لااقل از آن دسته از ميراث های جهانی که به ثبت يونسکو رسيده و جزو دارايی های مردمان جهان شناخته می شوند نگاهداری کنيد. اکنون، درست پس از گذشت يک سال از آبگيری سد سيوند، شهردار پاسارگاد خبر از بروز رطوبت ويرانگری می دهد که از هم اکنون بر سنگ های آرامگاه يکی از بزرگترين شخصيت های فرهنگي و سياسی جهان اثر تخريبی گذاشته است. بنياد ميراث پاسارگاد، به عنوان يک سازمان رسمی غير انتفاعی و غير سياسی بين المللی، با استناد به اين سند، و ضمن طرح شکايت از رييس سازمان ميراث فرهنگي ايران به مراجع قانونی، برای آخرين بار از شما تقاضا می کند که به اين امر رسيدگی کرده و همگان را در جريان اين رسيدگی قرار دهيد. طبيعی است که بنياد، برای نگاهداری از حقی که در ارتباط با اين ميراث بشری از آن مردمان ايران و مردمان جهان است، هر اقدام قانونی لازم ديگری را انجام خواهد داد. با احترام از سوی بنياد ميراث پاسارگاد شکوه ميرزادگی مسئول امور اجرايي Pasargad Heritage Foundation takes legal action against Mr. Rahim Mashai and criticizes UNESCO’s inaction Mr Koichiro Matsuura Director-General UNESCO 7 place de Fontenoy 75352 Paris 07 SP France 15 June 2008 Dear Mr Matsuura, As you certainly are aware, it is almost 4 long years that in many occasions and through our numerous open and confidential letters, whose receipt has been acknowledge by your office, we have informed you about the grave dangers posed by the humidity created by Sivand Dam in Fars Province of Iran to the mausoleum of Cyrus the Great. We have also conveyed the professional opinions of experts and engineers who are deeply concerned about the destructive consequences of such a reckless development. Last year, and only a few weeks left to the inauguration of the dam, we forwarded an open letter signed by hundred of thousands of people from around the world, asking for your immediate attention and action. In that letter, we had included the very open confessions of Mr. Rahim Mashai, the head of Iranian Cultural Heritage Organization, as to the probable destructive effects of the dam. This was just to show you a legal and reliable document provided by an official of Islamic Unfortunately, no one, or no independent person, has been able to understand the reasons behind your persistent inaction in this regard, despite the fact that the goals of your organization clearly commissions you to protect those cultural heritage that have been recognized and registered by UNESCO as the heritage belonging to the whole human race. Now, exactly one year after the flooding of Sivand Dam near Pasargad, the mayor of this town has officially declared that the humidity from the dam has begun to show its damaging effects on the huge cubic stones that are used in the ancient building of the mausoleum. Based on this document and apart from the fact that a legal complaint is to be filed with the authorities against Mr. Moshai, PHF, as a registered international non-profit and non-political institution, would like to ask for your prompt attention to this grave situation for the last time, hopefully expecting that your organization would openly announce what course of action has been adopted in this regard. Naturally, this Foundation preserves the right to take further legal action with the aim of withholding those human rights that relate to the cultural heritage of the whole humanity. Yours sincerely, Shokooh Mirzadegi (Ms) Director, PHF
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 9:42 بعد از ظهر توسط روشنک |
|
|
بيانيه بنياد ميراث پاسارگاد به مناسبت روز ملی خليج فارس دهم ارديبهشت، روز اعتراض همگانی برای خليج فارس خليج فارس، نامی واقعی و قانونی است و هر نوع تغييری در آن از سوی هر فرد يا سازمان و کشوری جرمی بين المللی به حساب می آيد در چند سال گذشته، هم از سوی کشورهای عربی و هم از جانب برخی از نشريات و سايت های وابسته به اين کشورها، نام خليج فارس به نام غيرقانونی خليج عربی برگردانده شده است. اين نام غير واقعی در اواسط دهه ی 1960 ميلادی، يعنی حدود پنجاه سال قبل، به وسيله ي دو تن از کارگزاران انگليسی در کشورهای عربی تحت قيموميت آن ها مطرح شد و سپس مورد بهره برداری نژاد پرستان و قوم گرايان اين کشورها قرار گرفت. متأسفانه، پس از استقرار حکومت جمهوری اسلامی در ايران، موارد اين نوع تجاوزهای حقوقی به دارايي های ايران، روز به روز شدت گرفت؛ چرا که سران و دولت اسلامی، و به خصوص رييس و مسئولين رده بالای سازمان ميراث فرهنگي، نه تنها هيچ اقدام اساسی عليه اين تجاوزهای آشکار نکرده اند بلکه، بارها و بارها در سفرهاي خود به کشورهای عربی، در برابر شنيدن نامی غيرواقعی برای خليج فارس، کمترين واکنشی نداشته اند. حتی برخی از آن ها خود، با مطرح کردن عناوينی چون «خليج اسلامی» و «خليج دوستی»، در تغيير نام تاريخی اين بخش مهم جغرافيای چندين هزارساله بشری کوشش کرده اند. بنياد ميراث پاسارگاد، با توجه به بيانيه های رسمی سازمان ملل متحد مبنی بر تاييد نام خليج فارس، و بر اساس اسناد و مدارک نوشته شده در تاريخ های جهانی، (از تاريخ های اروپايي و آمريکايي گرفته تا تاريخ های روسی و حتی عربی) خليج فارس را تنها نام واقعی، قانونی و به حق برای اين سومين خليج بزرگ جهان می داند و اين رفتارهای نژادپرستانه و قوم گرايانه را به شدت محکوم می کند. در عين حال، از آنجا که روز دهم ارديبهشت، به پيشنهاد تنی چند از اساتيد تاريخ دانشگاه تهران، روز خليج فارس ناميده شده و اين روز در تقويم رسمی ايران نيز وجود دارد، بنياد ميراث پاسارگاد نيز اين روز را به عنوان روزی برای اوج گرفتن اعتراض های همگانی به همه ی کسانی که چه در داخل و چه بيرون از ايران سعی در تغيير نام با شکوه خليج فارس دارند دانسته و از همگان می خواهد تا در اين روز، علاوه بر انتشار و معرفی وسيع «پتی شن اعتراضی به گوگل»، به ايميل ها، فکس ها، و تلفن های سازمان ملل و موسسات ديگر جهانی نامه بنويسند و بر اين واقعيت تاکيد کنند که: خليج فارس، نامی واقعی و قانونی است و هر نوع تغييری در آن از سوی هر فرد، سازمان، و کشوری جرمی بين المللی به حساب می آيد. و از آن ها بخواهيم که اجازه ندهند تا نام خليج فارس مورد تجاوزهای نژادپرستانه و قوم گرايانه قرار گيرد. هجدهم آوريل 2008 با مهر و احترام بنياد ميراث پاسارگاد اطلاعيه ای به رسانه های خبری سراسر جهان درباره روز ملی خليج فارس اين نامه از سوی کميته بين المللی نجات به اکثر خبرگزاری ها و نشريات آمريکايي فرستاده شده است. تقاضا می شود شما نيز آن را برای موسسات خبری، و حقوقی که در شهر و کشور محل اقامت شما هستند بفرستيد. ترجمه فارسی مطلب همراه است A press release for the world media organizations For immediate release National Day of International Committee to Save the Archeological Sites of Pasargad a non-profit, non-political entity, endorses the gathering of Iranian people worldwide to protest against any and all name changing of the ICSASP is also asking newspapers world-wide show their support and reflect this violation of the international law by Google Earth on their respective newspapers and news agencies all across the world. On almost all maps printed before 1960, and in most modern international treaties, documents and maps, this body of water is known by the name "Persian Gulf", reflecting traditional usage since the Greek geographers Strabo and Ptolemy, and the geopolitical realities of the time with a powerful Persian Empire (Iran) comprising the whole northern coastline and a scattering of local emirates on the Arabian coast. Despite numerous corespondences, Google Earth has yet to respond to Iranians’ concern over the faudulant name of “ ICSASP is asking all Iranians to rise to the occasion and make a difference by massive peaceful force of protest on the National Day of Persian Gulf, which is on April 29, 2008 (10th day of Ordibehesht). In solidarity with one another, demand, in the strongest possible terms, that immediate masures be taken to restore and keep the rightful name of the ICSASP also recommends this massive demonsteration to be held in front of a major news building in their respective countries. ICSASP also appreciates and supports the petition regarding this case and encourages everyone to sign this very important official document. International Committee to Save the Archeological Sites of Pasargad admin@savepasargad.com 23 آوريل 2008 برای انتشار فوری روز ملی خليج فارس کميته بين المللی نجات پاسارگاد که سازمانی غير انتفاعی و غير سياسی است از گردهمآيي ايرانی های سراسر جهان به منظور اعتراض نسبت به هر گونه تغيير در نام خليج فارس پشتيبانی می کند اخيرا گوگل ارث خودسرانه و بدون مشورت خواهی از سازمان ملل نام جعلی خليج عربی را به نام اصيل خليج فارس به موتور جستجوی سايت خود افزوده است. کميته بين المللی نجات پاسارگاد اين عمل را کاری ناعادلانه، غير قانونی، غير مسئولانه و نوعی سرپيچي از قوانين تاريخی و بين المللی می داند. کميته همچنين از نشريات سراسر جهان می خواهد تا پشتيبانی خود را نشان داده و خبر اين سرپيچی از قوانين بين المللی به وسيله گوگل ارث را در نشريات خود در سراسر جهان منعکس کنند. تفريبا در همه ی نقشه های قبل از 1960 و در بيشتر قراردادها، اسناد و نقشه های بين المللی معاصر اين تکه از آب با نام خليج فارس شناخته شده است. و در اين امر استفاده سنتی آغاز شده از زمان استرابو و پتو لنی، جغرافی دانان يونانی، و نيز واقعيت های جغرافيا ـ سياسی زمان امپراتوری قدرتمند ايران که شامل همه ی کناره های شمالی و اميرنشين های محلی پراکنده در ساحل عربی بوده در نظر گرفته شده است. گوگل ارث عليرغم مکاتبات متعدد هنوز به نگرانی های ايرانی ها در مورد نام جعلی خليج عربی برای خليج فارس پاسخی نداده و به پراکندن اطلاعات غلط در سايت خود ادامه داده است به طوری که اکنون بر همگان آشکار شده است که گوگل ارث در اين کار دارای نيتی پنهان است و اعتنايي به حقيقت ندارد. کميته نجات پاسارگاد از همه ی ايرانی ها خواسته است که در اين گردهمآيي ها شرکت کرده و با نيروی گسترده و صلح آميز اعتراض خود در روز ملی خليج فارس که با دهم ارديبهشت 1387، و 29 آوريل 2008 مصادف است بر اين جريان اثرگذار باشند. و با همبستگی و قوی ترين صدای ممکن خواستار اقدام فوری برای بازگرداندن نام واقعی خليج فارس به اين آبراه در سايت گوگل ارث شده و حذف هر نام خودسرانه ای را درخواست کنند. کميته همچنين توصيه می کند که اين تظاهرات گسترده در برابر ساختمان خبرگزاری های مهم کشورهای محل اقامت ايرانی ها انجام شود. کميته همچنين از پتی شنی که در اين مورد تهيه شده قدردانی کرده و از آن حمايت می نمايد و همگان را به امضای اين سند مهم تشويق می کند کميته بين المللی نجات پاسارگاد نامه گروهی از مادران ايرانی: همگام با جوانان ايران برای دفاع از تماميت ارضی ايران ما گروهی از مادران ايرانی که هر روزه شاهد نابودی ميراث فرهنگی و تاريخی ايران هستيم و هر روزه می بينيم که طمع تصاحب بخشی از خاک ايران در کشورهای همسايه ايران فزونی می گيرد روز ده ارديبهشت همگام با دانشجويان و جوانان مقابل سفارت امارات خواهيم ايستاد تا به متجاوزين هشدار دهيم که چشم طمع از ميهن ما بردارند و از دولت ايران مصرانه بخواهيم که جوابی قاطع به اين متجاوزين بدهد. ما نمی توانيم سکوت کنيم چون نمی خواهيم در فردای ايران در مقابل فرزندانی که در دامان ما پرورش می يابند خجالت زده شويم. فاطمه کشاورز رعنا مجد سحر ستوده و گروهی از مادران ايرانی ملت ايران هرگز از يك وجب خاك خود نخواهد گذشت. همگام با جوانان پان ايرانيست در اعتراض به تغيير نام خليج فارس هديه ای محمد صالحی زاده هنرمند برجسته معاصر خلیج جاودانه فارس از: استاد توران شهریاری خلیج فارس ، خلیج عرب نخواهد شد / چو نام روز دل افروز ، شب نخواهد شد خلیج همره تاریخ و پیش تر از آن / نهاده سر چو عزیزی به دامن ایران ز روزگار کهن ، نام فارس بر آن است / چو فارس پهنه دریادلان ایران است کتیبه ای که از آن روزگار رفته بجاست / به آبراه سوئز چون چراغ راهنماست ز داریوش جهاندار آن کتیبه بود / که نام سرمدی پارس بر خلیج سزد به نقشه های جهان بر خلیج این نام است / جز این هرآنچه که گویند ، گفته ای خام است در آن زمان عربستان از آن ایران بود / که داریوش جهاندار شاه دوران بود کتیبه کهن بیستون نشانگر آن / چو بود مُلک عرب ساتراپی از ایران خلیج و پارس از آغاز چون دو همزادند / که در سپیده تاریخ ، توامان زادند به چشم دل بنگر بر تلاطم آبش / به گوش جان بشنو از خروش پهنابش بگوید این که به این شهرتم زمانه شناخت / جهان مرا به همین نام جاودانه شناخت چو برسرم ز ازل سایه ای ز ایران است / به یاد پارس دل و سینه ام خروشان است مرا بخواند به این نام آن زمان یونان / برای باختری هاست این بهین برهان مباد آن که سیاست دسیسه آغازد / که از هویت اصلی مرا جدا سازد مرا به نام دگر در زمانه کاری نیست / برای من بجز این نام اعتباری نیست قسم به تنگه هرمز که رهگشای من است / که تا به روز پسین پارس پا به پای من است هزاره هاست بر این استوار پیمانیم / چو ما دو نام به سان دو جسم و دو جانیم ---- 1- یونانیان از قدیم ترین دوران به خلیج فارس « سینوس پرسیکوس » می گفتند که به معنی خلیج فارس است.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 1:47 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
باعشق بودنُ یا از عشق مردن نوشته بانو شکوه میرزادگی http://shokoohmirzadegi.com/03.Notes/baa%20eshgh%20bodan%20yaa%20az%20eshgh%20mordan.htm
گرامیداشت اسفندگان روز ملی زن گروه هايي از جوان ها می خواهند «اسفندگان» به عنوان روز ملی زن در تقويم رسمی کشور ثبت شود گردانندگان 23 وبلاگ داخل ايران و عده ای از جوانان در شهرهای مختلف ايران اسفندگان را جشن می گيرند
پتی شن مخصوص روز جشن اسفندگان
29 بهمن، جشن اسفندگان، روز عشق و محبت ایرانی ( روز ملی زن ) یکی از جشن ها و مراسمی است که از هزاران سال پیش توسط ساکنین فلات ایران و شاید وسیع تر، از مرزهای غربی چین تا دروازه های شرقی یونان باستان، برگزار می شد. برای این روز تعابیر بسیاری آورده اند، ولی تمامی اسناد و مدارک حول یک محور قرار می گیرد : گرامی داشت مقام زن ( در قالب همسر، مادر و ...) و به صورت سمبولیک روز زمین، مادر تمامی انسان های ساکن بر آن. به همین جهت، ما جوانان ایران زمین، وارثان این سرزمین اهورایی، از وزارت فرهنگ و دولت حاکم بر کشور تقاضا داریم با به رسمیت شناختن این روز ملی، آن را در تقویم رسمی کشور به ثبت رساند. با آگاهی کامل و با عشق به فرهنگ و هویت ایرانی خویش امضا می کنم : |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 7:36 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به منظور حمایت از فعالیت های کمیته بین المللی نجات پاسارگاد و اطلاع رسانی به علاقمندان حفظ آثار فرهنگي، تاريخی و طبيعی ایران
|
| پیوندهای روزانه |
|
کمیته نجات آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کميته بين المللی نجات پاسارگاد حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد شکوه میرزادگی آژانس خبری کوروش نمايه محيط زيست ايران بلاگ نيوز کانون مهر ايران سکولاريسم نو |
|
RSS
|