![]() |
![]() |
|
| میراث فرهنگی و طبيعی و محيط زيست |
|
از صفحات هنر و ادبیات پاسارگاد (سایت نجات پاسارگاد): آه، پاسارگاد... کبوتر زرد من! شکوه میرزادگی هميشه روبروي پنجره ی بيداری نشسته ای و با انگشتان شکسته ی سنگی بر آسمانم رنگی از لاجورد و زر می پاشی. هميشه از کوچه های خوابم می گذری و صدای مسی رنگ گام هايت در ضرب آهنگ ثانيه ها هوشيارم می کند. در پرده های تيره ی فراق مثل کبوتر چاهی می درخشی مات و بی هوش نگاهم می کنی و مثل گم شدگان دريا هراسانی. آی ... پاسارگاد! کبوتر من! نمی توانم از تو بگذرم حتی اگر تو را نبينم، نمی توانم! عطر قديمی ات در جانم پيچيده و نفسم را تا ابد معطر کرده است. نمی توانم از تو بگذرم تنهايي ات سردم می کند و بال های زرينت گندم های جهان را می لرزاند. آی... پاسارگاد! کبوتر زرد من! بيدار شو! تا مِه شوم، و از سيم های خاردار بگذرم. می خواهم در حرير مهر بپوشانمت و زير بغلم گرمت کنم. نوامبر 2005 برگرفته از: http://www.puyeshgaraan.com/Shokooh/Shokkoh%20poems/shokooh-kabutar.htm
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 1:5 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
نامه اعتراضی خانم شکوه میرزادگی و دکتر نوری علا به دادگاه عالی آمریکا خواهش می کنم امضا کنید: http://www.petitiononline.com/Irassets/petition.html اعلامیه کمیته بین المللی نجات در ارتباط با حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینو» ی آمریکا لطفا گنجینه های ملی و بشری ما را بذل و بخشش نکنید هموطنان عزیز بر اساس خبر خبرگزاری ها قاضی «بلنک منينگ» دیروز در دادگاه فدرال آمریکا در ایالت «ایلینوی» حکم داده است که بازماندگان قربانیان یک بمب گذاری در اسراییل می توانند گنجینه های باستانی ایران در موسسه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو را به عنوان غرامت دریافت کنند. از آنجایی که وکیل این بازماندگان این بمب گذاری را کار گروه حماس می داند و دولت ایران را به عنوان حامی گروه حماس معرفی کرده است از دادگاه خواسته تا آثار باستانی گرانبهایی را که در موسسه شرق شناسی شیکاگو است به عنوان غرامت به بازماندگان قربانیان بدهند. این آثار باستانی در سال 1930 و در حفاری های تخت جمشید به دست آمده و فعلا و به طور امانت در اختیار موسسه شرق شناسی دانشگاه شیگاگو قرار گرفته است. کمیته بین المللی نجات پاسارگاد معتقد است که آثار باستانی و گنجینه های ملی و بشری ما متعلق به ملت ایران است، ملتی که در اکثر تصمیم گیری های حکومتی نقشی ندارد؛ و بذل و بخشش ثروت های این مردم به هر بهانه ای، و حتی اگر به دلیل سیاست های غلط آن حکومت باشد، ناعادلانه و خلاف اصول حقوق بشر است. ما همزمان با نوشتن نامه هایی به سازمان ملل و سازمان یونسکو از کلیه حقوقدانان ایرانی مقیم آمریکا تقاضا داریم که ما را در تهیه دادخواست هایی اعتراض آمیز نسبت به حکم دادگاه فدرال ایالت «ایلینوی» یاری دهند. و شما هموطن گرامی نیز می توانید، با صرف اندکی وقت، اعتراض خود را به سازمان ملل متحد، سازمان یونسکو و همچنین به دفاتر مقامات آمریکایی (از دفتر ریاست جمهوری گرفته تا دفاتر سناتورها) بفرستید. فراموش نکنید که این گنجینه ها متعلق به شماست و بی توجهی به آن ها، به معنی بی توجهی به فرهنگ و هویت ایرانی ـ بشری خودتان است. با مهر و احترام بیست و هشتم جون 2006 کمیته بین المللی نجات آثار دشت پاسارگاد فکس و ایمیل دفتر یونسکو UNESCO E-mail: spokesperson@unesco.org Fax:33-1-45 68 55 96 تلفن و فکس و ایمیل سازمان ملل ـ آمریکا Phone: +1-212-557-3161 E-Mail: globalpolicy@globalpolicy.org تلفن و فکس و ایمیل سازمان ملل ـ اروپا phone: +49-228-965 0510 E-Mail: europe@globalpolicy.org
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم تیر 1385ساعت 8:48 بعد از ظهر توسط روشنک |
|
|
از صفحات هنر و ادبیات سایت نجات پاسارگاد: میهن سرود «از دماوند تا پاسارگاد» محمد عارف به همۀ کوشندگان راه اتحاد عاطفۀ ملی و به برادر هنرمندم، عباس عارف تاج ِ برف بر سر ايستاده قلۀ فرخندۀ دماوند و رگ ِ زلال زندگی گشوده است به دشت و شهر و باغ؛ اسب های ابر و سايه و تندر بر دشت های رگبار و گردباد و شب سرکش و نارام بر تپه ماهورهای آغاز سرزمين من تو ما در چهار نعلی ابدي جگر سنگ و صخره می درند به تيغ برق و به نعل آذرخش؛ سپاهی تاريک مفرغ و آهن در خون ِ مار و کلپاسه می گدازد! قلم و چکش در دست نقش در نقش می نگارد بر گردۀ کوه و بر پيشانی فراموشي کردار جهان را صورتگر بی جانب زمان؛ مردان ِ تنهايی با کمان ِ کشيدۀ هول چشم در چشم شير و گرگ و پرتگاه رو با آسمانی اهورايی و تن در بند ِ خاک در کار شکار ِ خيال و پرهيب ِ گيتي زانو زده در حلقۀ آتش ِ چخماق و بوته و خيال ِ مهر دل با افسانۀ نيک بختی انسان سپرده؛ لشگری از قماش ماسۀ روان بر دشت ها فراز می شود! واژه بر تن رخام و گِل ِ خام نطفه می بندد! و زنان و دختران ِ نقش و نوازش الهگان ِ خوشبختی پوست و جان آدمی را از سفال و استخوان و خون ِ لحظات می ورزند می سرايند می پرستند و بر رف فراوانی و شگون می نشانند؛ مزدوران دشنه و جگر و تبرزين به سرزمين آتش جاويد می شتابند! خدايان دد و ديو و ذغال شهر و کوچه و کتابخانه را زير بال حريق بلعندۀ جهل می خواهند می پندارند برجای می گذارند؛ تاج و شکوهمندی جان از دهان دريدۀ جانور می ربايند پسران دلير افسانه و اسطوره و تاريخ؛ جمعيت خشم و آرمان ِ مرگ در خفای جنگل و غار و سنگ گوشت بريان شدۀ آرزوهای مرا استخوان خنده های دختران زاگرس را دندان های مادران هگمتانه را و پوست زندۀ پدران پگاه و شب را بر آتش زهرخند و شعلۀ ترديد به روده های بی حافظۀ دروغ می سپارند؛ و مردي، مرداني، مردمانی از جنس خيال از شکل بيداري از تبار گوهر و لبخند و مهر به بابل گشاده رويی و پاييز قدم می گذارند و نام نخستين نوزاد آزادۀ جهان را برابری می گذارند؛ سنگ بر سنگ مقبرۀ زمينی ِ نخستين شهروند آسمان به آبی می پيوندد در سايۀ ستون و سقف تنهايی و درد و ملتی در ابديت ريشه می دواند؛ مادران اروند دختران سپيدرود پسران هيرمند پدران البرز و حنجره های زاگرس می دانند که کدام فضيلت در هيئت آيه ای انساني به کوچه ها و پنجره های جهان پيوسته است؛ هيچ دريا و باران و توفاني اين ترانۀ شفاف را غرق نخواهد کرد تا تو در حنجرۀ دختران رودبار در ماهيچۀ ماهيگيران خليج در دست گچی معلمی گمنام در چشم های سياوش و مهری و محمود و فريده و فرهاد نفس می کشي! هيچ سيلابي تو را نخواهد زدود تا وقتی عاطفۀ من تو ما از خزر تا هرمز در جنبش هر برگ و وزش هر نسيم ِ صبح در قدم های ِ بيگاهانۀ هر زن و مرد می تپد! کلن، 19 و 22 نوامبر 2005
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 1:40 قبل از ظهر توسط روشنک |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به منظور حمایت از فعالیت های کمیته بین المللی نجات پاسارگاد و اطلاع رسانی به علاقمندان حفظ آثار فرهنگي، تاريخی و طبيعی ایران
|
| پیوندهای روزانه |
|
کمیته نجات آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
کميته بين المللی نجات پاسارگاد حمایت از کمیته بین المللی نجات پاسارگاد شکوه میرزادگی آژانس خبری کوروش نمايه محيط زيست ايران بلاگ نيوز کانون مهر ايران سکولاريسم نو |
|
RSS
|