تبليغاتX
حمایت از کمیته نجات پاسارگاد-شیراز
میراث فرهنگی و طبيعی و محيط زيست

از کميته بين المللی پاسارگاد:

 

راز  کتيبه

به کاوشگران تنگه بلاغی، کاشفان رازهای زمين

شکوه ميرزادگی 

 

در  قلب اولين زمينی

که در آتشفشان فرو رفت

و ذوب شد،

ـ و در ميان خاکستر عظيم

آن جزيره گم شده ـ

تنها يک کتيبه باقی  ماند

و تو.

 

با تو بود

که از سال های يخ،

از بلور قامت جنگل های ابر،

و از گدازه های منجمد دريای ماه

گذشتم

تا در ميان نُت های سرخ

و کلماتی که

               هنوز

                  در آتش می درخشند

عکس زنجيرهای شکسته را

                     بر  آن کتيبه ی با شکوه

                                                  تماشا کنم.

***

می پرسم:

 «ساعت طلوع جزيره کجاست؟»

 

روبرويم ايستاده ای

 ـ خورشيد وار و تابناک ـ

  و نگاهم می کنی

وقتی که بر سنگ ها و ستون ها

می دوم،

می رقصم،

و می نويسم،

و در انديشه ی کفش های  آفتابی ام

                                         تاريکی نيست.

***

می پرسم:

«ساعت طلوع آن جزيره افسانه ای

کجاست؟

شبنم آفتابگردان

چه روزی

بر لب آهو می نشيند؟

شکٌر نور

کی از خاکستر و سنگ می تراود؟

و من کجا

راز آتشفشان را

در حافظه ی اين کتيبه ی خاموش

                               پيدا خواهم کرد؟»

 

روبرويم ايستاده ای و

در سکوت مهر وارت

                نگاهم می کنی.

 

سی و يکم آگوست 2006

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 6:36 بعد از ظهر  توسط روشنک | 
 

 

پيشکش به دوستداران پاسارگا د

 

خدای میتراییان

شهلا آقاپور

 

دستی 

        که دروازه ی پاسارگاد

                                      را بست

باغ آناهيتا را نديد

که گل ِ مهر بچيند

و تپه ی تاريخ

با  تکرار ِ هجوم جاهليت

درهزاران  رنگ ِ خاموش

                                  فرو ريخت

 

انگار قرن هاست                  

سنگ ِ اندوه

بر شانه هايم می تازد

و خوابی ژرف بر دلها،

اما

چنان مشعل اميدم

فراتر از غم می دود

که هزار و يک بار

                       ... می شويم

 گنجينه ی  پ، ا،س،ا،ر،گ،ا،د  را

                                             با آب ِ  چشم ِ نگهبان.

 

زان سان

پرواز ِ  خدای ميترایيان

بر يال شير ِ بال دار

شاد گون می آغازد.

 

 

ْگمانم زنی  می رقصد

                           غزلواره

به آواز سی مرغ ِعشق،

 

در آنجا

رنگ ِ نخلها یِ معطر می پيچد

در کرانه های صبح ِ دشت و

                                     تنگه بلاغی،

و هنوز  شانه می کشد

گيسوی ماندانا را

                      مهرگانی تازه...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 8:48 قبل از ظهر  توسط روشنک | 
 

سپاس کميته بين المللي نجات آثار دشت پاسارگاد از کسانی که به پاسارگاد و به اين کميته ياری دادند:

 

برخی از بهترين نگاهدارندگان فرهنگ ايرانزمين

از شکوه ميرزادگی

 

سالی که گذشت برای من، به عنوان مسئول کميته های بين المللی نجات پاسارگاد، سالی سخت، سنگين، و گاه طاقت فرسا بود. اگر چه سختی و سنگينی مربوط به کاری مداوم و بی وقفه  بود که هر سازمان و موسسه غير انتفاعی و داوطلبانه ای آن را می طلبد، اما فراتر از اين سختی و سنگينی فيزيکی، فشارهايي هم وجود داشت که در نتيجه تماس مستقيم با اخبار مربوط به پاسارگاد و به طور کلی مربوط به آثار و گنجينه های ملی و بشری بود.

وقتی شما ناگزير هستيد که به طور مرتب خبرهای ويرانی، حفاری های غيرمجاز، گم شدن، و دزدی آثار تاريخی سرزمين زادگاه خود را  بشنويد نمی توانيد بی تفاوت بمانيد. گاهی باور نمی کردم که مثلا يک مقام مسئول که وظيفه اش بايد حفظ و حراست از آثار  باستانی باشد حکم به ويرانی آن می دهد، حالا اين حکم می تواند حتی در جهت ساختن يک سد يا يک جاده باشد، يا می شنيدم که در مقابل چشمان مسئول ديگری بولدوزری رفته و يک محوطه مهم باستانی را با خاک يکسان کرده، يا هفته ها حفاران غيرمجاز يک تپه را کنده و محتويات باستانی اش را کشف کرده و برده اند، يک کتيبه بزرگ در موزه ای گم شده، يک سقف هزار ساله بدليل بی توجهی فرو ريخته و ...  در همين يک سال گذشته، بر اساس آمارهايي که هم اکنون در قسمت «گزارش تاريخ زدایی» اين سايت وجود دارد (و همه ی آن ها مستند و از طريق منابع رسمی تاييد شده اند) بيش از سيصد مورد از اين مسايل وجود داشته است. تازه، اين ها ماجراهايي هستند که خبرشان به ما رسيده و ما، با اطمينان کامل از صحت آن، خبرش را در سايت گذاشته ايم؛ اگر می خواستم بر اساس گفته و نوشته های حاميان کميته ـ که اينگون پی آمدها را بطور مرتب به ما اطلاع می دهند ـ اين ليست را تکميل کنيم کار به بيش از هشتصد، نهصد، مورد می رسيد.

در کنار اين فشارها، من البته همراهی شخصيتی قابل احترام و دلسوز ايرانزمين چون دکتر اسماعيل نوری علا را داشته ام، همکاری مشاورين پر مهر کميته و همگامی هيئت اجرايي کميته (اسامی شان هميشه بر تارک اين سايت هست) را داشته ام که برخی شان واقعا با صميم قلب و با همه ی توان شان برای پيشبرد امور کميته تلاش کرده اند؛ نيز کمک تحسين برانگيز رسانه های خارج از ايران را داشته ام، (که به عقيده من اقدام آن ها در مورد پاسارگاد يکی از اثرات مثبت ژورناليسم آزاد اين دوره از تاريخ ما است)،  که جزييات همه ی اين همراهی ها و همکاری ها را، که خود چيزی بيش از صد صفحه يادداشت و مطلب را شامل می شود، به زودی (يعنی، اميدوارم وقتی  خيال همه از پاسارگاد آسوده شد) منتشر خواهم کرد. اما ما، يعنی هيئت اجرايي کميته بين المللی نجات پاسارگاد، بيشترين و با اهميت ترين انرژی را از حاميان کميته گرفته ايم؛ حاميانی که با امضا گذاشتن زير ستون امضاها، با تکثير اعلاميه های کميته، با مطلع کردن مردمان از  فعاليت های کميته ـ حتی با فرستادن يک ايميل، يک فکس و يک کلمه ساده ـ به ما نيروی دويدن و دويدن و باز هم دويدن داده اند. و چنين بوده که من و ما از دريافت آن همه خبرهای تاريخ زدايي عمدی و غير عمدی، که هر انسان علاقمند به گنجينه های ملی و بشری را می تواند فرسوده کند، فرسوده نشديم. ما نه تنها فرسوده نشديم، که روز به روز مصمم تر شديم.

اما در کنار اين حاميان، متاسفانه، متوجه افرادی هم شديم که بدليل ناآگاهی و کم سوادی کمترين درکی از داشته های آن سرزمين ندارند، و افرادی را ديديم که اگرچه در اپوزيسيون سياسی هستند و دايم فرياد اعتراضشان به آسمان است اما به تنها چيزی که فکر نمی  کنند مسايل فرهنگی آن جامعه است و اين که بدون توجه به ارزش های فرهنگی يک جامعه امکان تغيير آن جامعه امری محال است؛ کسانی را شناختيم که می توانسته اند و می توانند در راستای نجات بخشی فرهنگی ما قدم هايی مؤثر بردارند اما بی همتی، بی مسئوليتی، ترس از دست دادن مقام، و حتی بی خيالی، آن ها را تبديل به مجسمه هایي بی روح کرده است.

آيا باور می کنيد که باستانشناسانی هستند که از ترس از دست دادن جواز کاوش، يا به اميد گرفتن جوازهای کاوش و يا به خاطر داشتن امکان سفرهای مرتب به ايران و گرفتن کمک های مالی و غير مالی (حالا بگيريم به قصد تحقيق) صدايشان در نمی آيد که اعلام کنند چه خطراتی متوجه ميراث فرهنگی و آثار فيزيکی و معنوی سرزمين ما است؟ آنها چشم هاشان را می بندند و گوش هايشان را می گيرند و آهسته می روند و آهسته می آيند و چون مرده شويان به آثار باستانی و به  فرهنگ ايرانزمين چنان می نگرند که به مرده ای.

اما اين شناخت ها نيز ما را فرسوده نکرد، زيرا ديديم که در سراسر دنيا ايرانيانی هم هستند که بی سر و صدا برای ايران کار می کنند، هنرمندانی هستند که به عشق ايران می نويسند و می گويند و می سازند، انسان هايي هستند که وجودشان سرشار از عشق وجب به وجب خاک آن سرزمين و تک تک مردمان آن سرزمين است. آن ها بی سر و صدا از اين گنجينه های فيزيکی و فرهنگی محافظت می کنند؛ چه در حد گفتن باشد، چه در حد روشن کردن، چه در حد به وظايف خود عمل کردن. اين افراد، بدون آن که پست و مقامی خاص داشته باشند، دلشان برای آن سرزمين می تپد و در حد توان شان می کوشند که فرهنگ ايرانزمين را سرپا نگاهدارند.

در نتيجه فکر  کردم که چرا ما، در حد توانمان، اين افراد را تحسين نکنيم؟ فکر کردم چه عيبی دارد که حداقل کوشش برخی از آن ها را سپاس بگويیم. چرا که ديده ايم همين سپاس گفتن های ساده به مردمان انساندوست و علاقمند به آثار فرهنگی است که زيربنای جوامع متمدن بشری را ساخته است. اين حق شناسی کوچکترين اقدامی است که می تواند به خدمتگزاران جامعه نشان دهد که کارشان به هدر نرفته و اجرشان ضايع نگشته است.

بر اين اساس، در طول اين هفته ـ هفته سالگشت تأسيس کميته نجات پاسارگاد ـ من، از طرف خود و هيئت اجرايي کميته، هر روزه چندتن از اين نگاهدارندگان فرهنگ ايرانزمين را، در ارتباط با پاسارگاد و يا فعاليت های کميته بين المللی نجات معرفی خواهم کرد. (طبيعی است که نام مشاورين و هيئت اجرايي که خود ميهماندار و گرداننده کميته هستند در اين ليست نخواهد آمد) باشد تا اين کار کوچک نشانه ی سپاس بيکران جماعتی از ايران دوستان باشد از کوشش های برخی از بهترين های جامعه ايرانی.

با مهر و احترام

شکوه ميرزادگی

 

 

سپاس کميته بين المللی نجات تقديم مي شود به:

 

1. دکتر رضا مرادي غياث آبادي، ستاره باستانشناس و پژوهشگر تاريخ، به خاطر شجاعت، راستي، و کوشش مداومش در ارتباط با آثار فرهنگي و گنجينه هاي ملي و بشري ايرانزمين و حمايت از کميته نجات.(از ايران)

 

2. دکتر پرويز ورجاوند، اولين باستانشناسي که به آبگيري سد سيوند معترض شد و سخن از پاسارگاد گفت و از ضرورت حفظ آن. دکتر ورجاوند از چهره هاي نادر فرهنگي ما است که پاکي، شجاعت، و منش او هر کسي را وادار به احترام مي کند. در عين حال، ايشان اولين شخصيت باستانشناس است که در سخنراني هايش از کميته نجات گفته و از بهترين مشوقان ما بوده اند. (از ايران)

 

3. اسفنديار منفرد زاده، هنرمند کم نظير موسيقي ايران، به خاطر ساختن موزيک متن پاسارگاد (از سوئد)

موزيک منفرد زاده اکنون روی صفحه اول است

 

***

 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

 

فعال ترين عضو کميته

جمشيد.ک. اخوان بدون ترديد فعال ترين عضو کميته نجات است. جمشيد از  اولين اعضای کميته نيز هست. او هميشه با رويي خوش کارهای مربوط به روابط عمومی کميته را انجام می دهد. جوانی آرام و بی سر و صداست اما سر و صدای کميته را در همه جا می برد. او در خارج از ايران بزرگ شده و از ايران جز خاطره ای مبهم ندارد. می گويد اگر روزی به ايران برود  اولين جايي که خواهد ديد پاسارگاد است.(آمريکا)

 

اولين حامي فعال کميته

دکتر شاهين سپنتا يکی از اولين حاميان کميته در ايران است. دکتر سپنتا در اولين ماه تشکيل کميته نجات به کميته پيوسته و با شور و علاقه زيادی کمک های قابل توجهی به کميته کرده است. کمک های ايشان همه اش در  جهت حفظ و نجات پاسارگاد بوده است. (ايران)

 

 

اولين زن و اولين خبرنگار حامی

شهلا س. اولين زن و اولين خبرنگاری است که در ايران به کميته پيوست. او برای کميته موهبتی بوده است.  صميمی و دقيق و مرتب. در زمان هايي که نياز داشتيم از صحت خبری در مورد پاسارگاد با خبر شويم  او کيلومترها از شهرش تا به شيراز  رانندگی کرده تا راست يا دروغ خبری را دريابد. گاهی شب سفر کرده و گاهی دو بار در هفته.

اطلاعات او حرف ندارد. تا به حال نشده اشتباه کرده باشد و نشده که با هيجان و های و هوی خبری را وارونه جلوه دهد .(ايران)

 

بهترين عضو در ايران

داود داروغه بهترين و علاقمندترين عضو کميته در ايران است. داود هميشه بهترين پيشنهادها را با خود داشته است، در اوج جوانی پخته و متين است.  وقتی از پاسارگاد می نويسد عجب نثر درخشان و شعرگونه ای دارد. کمی بدقول است اما وقتی لازم است که کاری انجام دهد بالاخره خودش را می رساند. (ایران)

 

**** 

سپاس کميته بين المللي پاسارگاد تقديم مي شود به:

 

 

 

بخش اول: سايت ها و وبلاگ ها

 

در سال گذشته بيش از هشتاد سايت و وب لاگ خبرها و مطالب کميته نجات را پخش کرده اند. اما برخی از سايت ها و وب لاگ ها همه يا اکثر خبرها و اطلاعيه های کميته را بازتاب داده و به اين ترتيب کمک های تحسين برانگيزی در جهت آگاه سازی مردمان و کوشش برای نجات پاسارگاد داشته اند.

 

همراه ترين سايت ها

به ترتيب شروع همراهی:

1-  ايرانين دات کام ـ جهانشاه جاويد

ايران امروز

3ـ  گويا نيوز

4ـ  فرهنگ گفتگو ـ کيانوش توکلی

5ـ  ايران پرس نيوز

مردانی نيوز

سايت خبری کوروش ـ پرويز هراتی

 

 

اولين سايت انگليسی زبان حامی

Breaking All The Rules

 مارک دانهف

 

همراه ترين  وبلاگ ها ی حامی

       1ـ بيانيه، فراخوان ـ رامين مولائی

      2-    بیلی و من

 

 

همراه ترين زن وبلاگ نويس حامی کميته نجات پاسارگاد

آونگ خاطره های ما   ـ راوی (مينو)

 

 

بخش دوم: راديو ـ تلويزيون ها

 

 اکثر راديو و تلويزيون های خارج از کشور به پخش برنامه های مربوط به پاسارگاد کمک کرده اند اما برخی از آن ها را می توان به عنوان بهترين برنامه های راديو تلويزيونی مربوط به کميته نجات پاسارگاد به حساب آورد.

 

بهترين برنامه تلويزيونی مربوط به کميته نجات:

1ـ برنامه آخرين لحظه

نام برنامه: هفته فرهنگ و هنر پاسارگاد

با اجرای شهرام همايون

تهيه کننده زاون

 

2ـ  برنامه ميزگردی با شما در صدای آمريکا

نام برنامه: جلوگيری از تخريب آثار پاسارگاد

با اجرای احمد بهارلو

تهيه کننده دکتر فرج اردلان

 

بيشترين برنامه های تلويزيونی مربوط به کميته نجات پاسارگاد:

پم. تی. وی

 

همراه خبرساز تلويزيونی در ارتباط با پاسارگاد:

مهرداد پارسا

تلويزيون پارس

 

 

بيشترين تعداد  برنامه های راديويي در ارتباط با کميته نجات پاسارگاد:

برنامه های سياووش آذری

در راديو ايران

 

بهترين برنامه راديویی در ارتباط با کميته نجات:

يک قاشق شکر

نام برنامه: درباره پاسارگاد

با اجرای: سهراب اخوان

 

 

 خبرسازان  همراه راديويي در ارتباط کميته نجات:

1. عليرضا طاهری

2. حسين قويمی

راديو فردا

 

 

بخش اسوم: مطبوعات

 

 

سردبيران حامی :

عباس پهلوان (نشريه عصر امروز) ـ آمريکا

مهدی زکايي (نشريه جوانان) ـ آمريکا

اين سردبيران هميشه آماده پخش خبرهای کميته نجات بوده اند.

 

 

بهترين گزارش نويسان :

رضا حيدری (نشريه شرق ـ چاپ تهران) نويسنده بهترين گزارش مربوط به پاسارگاد

http://www.savepasargad.com/Reports/Alireza%20Afshar.htm

2ـ  داود داروغه (سايت نجات پاسارگاد ) نويسنده بهترين گزارش درباره پاسارگاد

http://www.savepasargad.com/Reports/from%20ahvaaz.htm

http://www.savepasargad.com/Reports/from%20ahvaaz2.htm

 

 

بهترين خبرنگاران:

زهرا کشوری (خبرگزاری ميراث فرهنگی) ـ ايران

حسن ظهوری (خبرگزاری ميراث فرهنگی) ـ ايران

اين دو خبرنگار در سال گذشته و در ارتباط با پاسارگاد مهمترين خبرها را نوشته اند.

 .

 

بهترين خبرگزاری در ارتباط با پاسارگاد

بخش ميراث فرهنگی خبرگزاری ايسنا

خبرهای اين بخش بيشترين نزديکی را با واقعيت داشته است.

 

******

 

انتخاب اين افراد يا موسسات لزوما به معناي قبول نظريات سياسي يا عقيدتي و يا حتي شيوه نگاه آن ها به مسايل فرهنگي نيست. اين انتخاب صرفا به دليل صداقت و عشقي است که آن ها نسبت به گنيجينه هاي ملي و فرهنگي ايزانزمين نشان داده  و کوشش هاي  ارزنده اي است که در ارتباط با حفظ اين آثار  داشته اند.

ضمنا نام مشاورين و هيئت اجرايي که خود ميهماندار و گرداننده کميته هستند در اين ليست نخواهد آمد

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 3:10 قبل از ظهر  توسط روشنک |